تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۸/۲۷ - ۱۴:۱۳ کد مطلب 123244

جهانی سازی نوعی استعمار نوین است/ تفسیر لیبرالی از اقتصاد مقاومتی

عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق گفت: وقتی مبنای اقتصاد مقاومتی درک نشده و در یک چارچوب لیبرال تعریف می شود، نتیجه ای در بر نخواهد داشت. اقتصاد مقاومتی مخصوصا در دولت درست فهم نشده است.

به گزارش میدان۷۲، رهبر معظم انقلاب امسال را با نام «اقتصاد مقاومتی، اقدام و عمل» نامگذاری کردند و انتظار می رفت این امر تا حدودی تحقق یافته و اقدامی عملی در این خصوص توسط دولت صورت گیرد. اما به نظر می رسد نه تنها در اقدام بلکه در تفسیر اقتصاد مقاومتی نیز میان دولتمردان ابهام وجود داشته و برخی آن را لیبرالی تفسیر می کنند و یا برنامه های معمول وزارتخانه ها را به اسم اقتصاد مقاومتی جا می زنند. برای بررسی این موضوع و همچنین دگردیسی و تفسیر به رای در برخی مفاهیم معطوف به اقتصاد مقاومتی به سراغ حجت الله عبدالملکی عضو هیئت علمی دانشگاه امام صادق(ع) رفتیم. متن زیر مشروح گفتگوی مهر با این استاد دانشگاه است.

اقتصاد مقاومتی عینیت بخشنده نظام اقتصادی اسلام است

حجت الله عبدالملکی در پاسخ به این سوال که ریشه های اقتصاد مقاومتی را باید در هویت اسلامی ایرانی خود جستجو کنیم و یا اینکه اقتصاد مقاومتی صرفا یک ابزار و یک روش برای اداره کشور است گفت: اقتصاد مقاومتی یک نظام اقتصادی است. رهبر انقلاب فرمودند اقتصاد مقاومتی عینیت بخشنده نظام اقتصادی اسلام است. نظام اقتصادی عملیاتی شده یک مکتب اقتصادی است. مکتب اقتصادی مجموعه هنجارها و بایدها و نبایدهاست. وقتی این دستورالعمل های رفتاری محقق شود اقتصاد به یک شکلی در می آید که به این شکل، نظام اقتصادی می گویند. مثلا در اثر اجرای مکتب لیبرالیسم که یک کلان آموزه های ارزشی هستند و از جنس هنجار و باید و نباید اند، نظام اقتصادی آن، شکل خاصی به خود می گیرد. مثلا نظام بانکی و بنگاه های تولیدی و اصناف و… آن شکل خاصی می گیرند. این شکل اقتصاد که خروجی یک مکتب اقتصادی است نظام اقتصادی نامیده می شود.

وی ادامه داد: ما  نظام ها را بر اساس مکتبی که در پس آن است نام گذاری می کنیم. اگر ما همه آموزه های اقتصادی اسلام را که هنجاری هستند رعایت کنیم اعم از حرمت ربا و اسراف و وجوب عدالت و تقویت دانش و… خروجی خاص خود را دارد.

وی گفت: آنچه مکتب را می سازد ایدئولوژی است که برآمده از باورهای جامعه است. این باورها می تواند یک اسم مشخصی داشته باشد مانند ایدئولوژی اسلام، لیبرالیسم، سوسیالیسم و… و یا می تواند ملغمه ای باشد و بخشی اسلامی و بخشی غربی و… باشد.

این استاد دانشگاه امام صادق(ع) افزود: لذا اگر مکتب اسلامی به مرحله اجرایی رسید، نظامی پدید می آید که آن اقتصاد مقاومتی است. اقتصاد مقاومتی هم ابزار دارد چون در چارچوب نظام سازی کارهای تکنیکی صورت می گیرد و از ابزار بانک و تکنیک های مالیاتی و… استفاده می شود. اما الگویی که برای بهره برداری از این ابزارها به کار می رود در چارچوب مکتب است. آن مکتب یک عنصر اندیشه ای است و در بین جوامع مختلف متفاوت است.

وی ادامه داد: ممکن است برخی از ابزارهای ما در اقتصاد مقاومتی با برخی از ابزارهای نظام غربی مشابه باشد ولی مبنای مکتب ها متفاوت است.

عبدالملکی گفت: پیامبر وقتی نظام سازی کرد، مکتبی را مطرح کرد که خیلی از ابزارهای آن با مکتب قبلی که غیرالهی بود، یکی بود. مثلا پیامبر عنصر بازار را تایید کرد و آیه نازل شد که «احل الله البیع». پیامبر بعضی از انواع قردادهایی که در دوران جاهلیت وجود داشت را تایید کرد.

وی افزود: در نگاه لیبرال یکی از ابزارهایی که در تقویت اقتصاد وجود دارد جنگ است و هر جا منافع آنها ایجاب کند دست به جنگ می زنند که در اسلام چنین نگاهی وجود ندارد.

حجت الله عبدالملکی با اشاره به شعار سال افزود:  نامگذاری امسال، نامگذاری دقیقی است و در بعد گفتمان سازی و مفهوم سازی نیز پیش برنده است. وقتی شما می خواهید برنامه ای را عملیاتی کنید طبیعتا باید آن را بفمید و بهترین راه برای افزایش سرعت فهم یک موضوع این است که آن به مرحله اجرا و عملیات برسد.

وی ادامه داد: وقتی که بناست ظرف یک سال اقتصاد مقاومتی عملیاتی شود باید زمینه فهم آن نیز سرعت گیرد. این امر از جنس Learning-by-doing یادگیری همراه با انجام کار است. مفهوم را در حین اینکه می خواهید نظام را ایجاد کنید، بفمید.

وی گفت: این شبیه به این است که دانش آموزی بخواهد سر کلاس، نجاری بیاموزد و یا این امر را در کارگاه تجربه کند. رهبری ضمن اینکه از سال ۸۹ مفهوم اقتصاد مقاومتی را تبیین می کنند همزمان دستور به اجرا نیز می دهند. امسال نیز با نامگذاری سال به اقدام و عمل هم باید سرعت فهم بالا رود و هم زیرساخت های لازم ایجاد شود.

اقتصاد مقاومتی مخصوصا در دولت درست فهم نشده است

این استاد دانشگاه امام صادق(ع) گفت: اما متاسفانه یکی از مشکلاتی که وجود دارد این است که اقتصاد مقاومتی مخصوصا در دولت درست فهم نشده است و چون فهم نشده نتایج آن نیز حاصل نمی شود. ولو اینکه دولت به اسم اقتصاد مقاومتی ۶۲۵ پروژه در یک مقطع و ۲۳۰ پروژه در مقطع دیگر تعریف می کند.

وی ادامه داد: وقتی مبنای اقتصاد مقاومتی درک نشده و در یک چارچوب لیبرال تعریف می شود، نتیجه ای در بر نخواهد داشت. به عنوان مثال با توجه به اینکه اقتصاد مقاومتی برآمده از مکتب اقتصادی اسلام است، تقویت و ترویج فرهنگ و اندیشه اسلامی در بعد اقتصاد یکی از عناصر مهم آن است. در سازمان مدیریت چندین بار مطرح شده که بعد فرهنگ نادیده انگاشته می شود. گفته اند که با فرض همین فرهنگ موضوعی که مردم دارند باید اقتصاد مقاومتی را اجرا کنیم. این خود باعث می شود که اهداف اقتصاد مقاومتی که یکی از آن تقویت تولید ملی است اتفاق نیفتد. چون از یک طرف بر فرهنگ اقتصادی لیبرال صحه گذاشته می شود و از طرف دیگر به دنبال خروجی نظام اقتصادی اسلام است.

استقلال اقتصادی یعنی هضم نشدن در هاضمه اقتصاد جهانی

این کارشناس اقتصاد مقاومتی در مورد تعاریفی که در مورد استقلال ارائه می شود و درگردیسی مفهومی در این خصوص گفت: مکتب اقتصادی اسلام که پایه و زیرساخت ارزشی اقتصاد مقاومتی است اصولی دارد که یکی از آن قائده نفی سبیل است. بر اساس آیه قرآن نباید تعاملات جامعه اسلامی با دشمن به نحوی باشد که در نهایت منجر به سلطه آنها شود. این زیرساخت فکری و اندیشه ای اسلام برای استقلال اقتصادی است. در چارچوب استقلال اقتصادی شما با دنیا تعامل می کنید. اسلام هرگز این بحث را ندارد که با دیگران تعامل نکنید. در سیره پیامبر و امیرالمومنین بوده و هم در مضمون آیات وجود دارد که تعامل با دیگران لازم است و شما از این حیث منتفع می شوید. حتی در موضوعات علمی روایتی داریم که پیامبر می گوید «الحکمه ضاله المؤمن یاخذها حیث وجدها» حکمت گمشده مومن است و هر جا آن را بیابد دریافت می کند، ولو از فاسق یا کافر باشد.

وی افزود: پیامبر در مدینه کارشناسانی از کشورهای دیگر که خیلی وقت ها غیرمسلمان بودند دعوت می کردند که به مردم حرفه و فن و… یاد بدهند. این یعنی تعامل با جهان. اما در عین حال در این تعاملات نباید دشمن بر شما غالب شود. این مفهوم استقلال اقتصادی است. مقام معظم رهبری همین مفهوم مکتبی اسلام را در این عبارت خلاصه می کنند که استقلال اقتصادی یعنی هضم نشدن در هاضمه اقتصاد جهانی.

وی ادامه داد: بازیگران اقتصاد جهانی تعیین می کنند که سهم هر کشور چقدر باشد. اگر شما هضم در اقتصاد جهانی شدید قدرت های بزرگ چندین برابر از منابع شما سود می برند. کسر کوچکی از منافع اقتصادی که می توانید داشته باشید به شما می دهند و اقتصاد جهانی بقیه را غارت می کند و شما را وابسته خودش می کند. طوری روابط را تنظیم می کند که شما مجبور شوید به این کسر کوچک راضی شوید.

برخی می گویند ما باید در تقسیم کار جهانی شرکت کنیم!

این استاد دانشگاه گفت: در داخل کسانی می گویند که بر اساس نظریه مزیت های نسبی که هکشر و اوهلین دو اقتصاددان غربی مطرح می کنند، ما باید در تقسیم کار جهانی شرکت کنیم و آن این است که ایران نفت خام بفروشد و قدرت های بزرگ محصولات با تکنولوژی بالا تولید کنند.

وی ادامه داد: گاهی با این مبنا و با این مغالطه که این تقسیم کار جهانی به نفع همه است، استقلال اقتصادی را نفی می کنند. الگوی اقتصادی اسلام این است که تعامل با جهان از موضع قدرت صورت گیرد و اگر شما می توانید با فرآورده نفت خام به ارزش افزوده برسید، عقل اقتضا می کند که این را به غربی ها واگذار نکنید. گاهی ساده انگاری می شود و راحت طلبی رخ می دهد. برای اینکه به ۱۲۰۰ دلار ارزش افزوده از هر بشکه نفت دست پیدا کنیم باید دانش تولید شود و این مسیر سختی است، خام فروشی نفت نوعی راحت طلبی است. دشمن با آنچه شما از او می خرید شما را وابسته به خود می کند.

وی گفت: اگر وابستگی به غرب برای شما در بخش های مختلف شکنندگی و سلطه آنها را به همراه داشته باشد، نباید این کار صورت گیرد. لذا ابتدا باید کشورهای طرف تجارت شناسایی شود و باید بخشی از زنجیره های مزیت دار شناخته شود و نوع تجارت را طوری تنظیم کنید که باعث تقویت قدرت اقتصادی شما شود. این استقلال اقتصادی است.

جهانی سازی نوعی استعمار نوین است

حجت الله عبدالملکی در مورد مفهوم جهانی سازی و دروغ غربی ها در این مورد گفت: غرب برای اینکه بتواند کشورهای دیگر را زیر سلطه خود ببرد مفاهیم زیبا تولید می کند و با ابزارهایی سعی می کند این مفاهیم را به عنوان ارزش در کشورهای مورد نظر خودش تبدیل به فرهنگ کند. یکی از این مفاهیم جهانی شدن است. حرف آنها این است که همه کشورها مرزهای گمرکی خود را بردارند و همه جهان مثل یک دهکده با هم تعامل داشته باشند و برای اینکه کشورهای جهان قبول کنند که این اتفاق بیفتد غربی ها نظریه جهانی شدن و اثرات آن را برای کشورها طوری که خودش می خواهد توضیح می دهد.

وی ادامه داد: مثلا می گوید جهانی شدن باعث افزایش رقابت، افزایش رفاه، به فعلیت رسیدن مزیت های کشورها و… می شود و افزایش رفاه و تولید به نفع همه است. لذا این مفهوم جهانی شدن به عنوان یک مفهوم مقدس در کشورهای جهان ترویج می شود. کشورهای ضعیف خیال می کنند که در جریان جهانی شدن به قدرت های اقتصادی تبدیل می شوند.

وی با طرح این سوال که غربی ها چه زمانی بحث جهانی شدن را مطرح کردند؟ گفت: عمدتا مفاهیمی که جهان غرب می سازد مفاهیمی است که در راستای پیشرفت و توسعه خودش مطرح است و به آن احتیاج دارد. زمانی اینها بحث جهانی شدن را مطرح کردند که پایه های تولید و فناوری را در کشور خودشان تقویت و محکم کردند.

دو دوره انزوا در سیاست خارجی آمریکا

عبدالملکی اضافه کرد: تا قبل از ۱۹۵۰ مفهومی مثل جهانی شدن و ارزشی مثل تعامل راحت و آسان با جهان ندارید. آمریکا که الان سردمدار تجارت جهانی است تا قبل از جنگ دوم جهانی اقتصاد خود را به شدت می بندد. ما دو دوره انزوا در سیاست خارجی آمریکا داریم که قبل از جنگ جهانی و بین جنگ اول و دوم است و آمریکا ارتباط و تعامل خود را با خیلی از کشورهای اروپایی قطع می کند. آمریکا می خواست بدون رقابت با کشورهای غربی که از فناوری بهره مند اند خود را تقویت کند و با استفاده از بازار داخلی خودش و عدم واردات، کم کم اقتصاد قدرتمندی پیدا می کند. اروپا و دیگر کشورها درگیر جنگ جهانی دوم می شوند و صنعت آنها نابود می شود. در این شرایط آمریکا بحث تجارت جهانی را مطرح می کند که همه با هم تعامل آزاد اقتصادی داشته باشیم. برای تقریب به ذهن مثالی می زنم. این مانند این است که من کشتی گیر نوپای وزن ۶۰ کیلو دارم و طرف مقابل کشتی گیر وزن ۱۲۰ کیلو دارد و ۵۰ سال آن را تقویت کرده است، طبیعی است مسابقات آزاد در این شرایط به شکست ما منجر می شود.

وی ادامه داد: بعضی از کشورهای اروپایی و یا شرقی مانند ژاپن پس از اینکه تبدیل به قدرت های اقتصادی تبدیل شدند اینها با آمریکا هم پیمان شدند و WTO را تشکیل دادند و بحث جهانی سازی از آنجا مطرح شد.

عبدالملکی افزود: خلاصه جهانی سازی این است که کشورهای قدرتمند برای اینکه بازارهای کل جهان را به تسخیر در بیاورند، گمرکات برداشته می شود و تولیدات کشورهای ضعیف با تولیدات کشورهای قوی قابل رقابت نیست. لذا آنها حمایت خود را از تولید خود بر می دارند و اقتصاد جهانی در انحصار قدرت های بزرگ می ماند.

وی ادامه داد: خلاصه و ریشه جهانی سازی این است که اقتصاد جهان در انحصار چند قدرت باقی بماند. جهانی سازی اصلا به معنای تقویت رقابت نیست. این به نوعی استعمار نوین است.

عبدالملکی گفت: زمانی که انگلیسی ها هند را تسخیر کردند برای تقویت صنعت نساجی خود، مچ دست نساج های هندی را قطع کردند تا آنها نتوانند تولید کنند، اما الان با نظریه جهانی سازی دیگر نیاز به لشگرکشی نیست و همین امر به راحتی صورت می گیرد. جهانی سازی کاری می کند که اصلا صنعت کشورهای ضعیف رشد نکند و تولید را در همه کشورهای جهان تضعیف کنند. لذا با این نظریه خود کشورها به طور داوطلبانه تولید خود را تضعیف می کنند.

الگوی جهانی سازی اسلامی

وی در پاسخ به این سوال که الگوی جهانی سازی مد نظر اسلام چیست؟ گفت: اسلام الگوی جهانی سازی ویژه خود را دارد. قرآن می فرماید «وما أرسلناک إلا رحمه للعالمین» قرار است رحمت اسلام به کل جهان برسد. تفاوت جهانی سازی اسلام با غرب در مقام نظریه این است که قرار است همه مشمول رحمت شوند. این رحمت در حوزه اقتصادی به معنی رفاه خواهد بود که همه مشمول رفاه می شوند.

وی ادامه داد: در الگوی جهانی سازی اسلامی استعمار وجود ندارد. یکی از مولفه های جهانی سازی که آمریکایی ها مطرح می کنند تقویت سلطه دلار است که حتی اروپایی ها هم از با این امر مخالفند. آمریکا از سال ۱۹۷۱ تا الان دائما تراز تجاری اش منفی است، یعنی واردات آن بیشتر از صادرات است. در واقع پول بدون پشتوانه چاپ می کند و واردات بیشتر انجام می دهد و این به معنی سرقت کردن دست رنج مردم است.

عبدالملکی افزود: جهانی سازی که اسلام به دنبال آن است افزایش رفاه همه است. به لحاظ تئوریک افزایش رفاه همه در یک تعامل جهانی ممکن است. ما نظریه هم افزایی را داریم و آن به این معنی است که اگر دو نفر با هم تعاون داشته باشند، تولید افزایش می یابد و هر دو منتفع می شوند.

وی در پایان اظهار داشت: این نظریه مبنایی جهانی سازی است که در اندیشه اسلامی مطرح می شود و همه کشورهای جهان در یک فضای صادقانه، در فضایی که همه بنده خدا هستند و هیچ کس بر دیگری ترجیح ندارد مگر به تقوا و هیچ کس حق دزدی و خیانت ندارد با هم تعامل می کنند و هر کس نتیجه کار خودش را صاحب می شود. با این اصول کل جهان با محوریت توحید و محوریت ولی خدا دور هم جمع می شوند و همه رشد و پیشرفت می کنند. در واقع یک الگوی تعاونی جهانی در اقتصادی که انقلاب اسلامی داعیه دار آن است، رخ می دهد.

منبع: مهر

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: