تاریخ انتشار : ۱۳۹۵/۰۹/۰۲ - ۱۰:۳۹ کد مطلب 123504

فیلمی با سبک زندگی ایرانی

فیلم روایتگر جامعه ایرانی با تمام متر و معیارهایش است، در آن نه خبری از سبک زندگی غربی و نه حتی آپارتمان‌ها و آپارتمان‌نشینان است. جامعه ایرانی با کسب و کار ایرانی در خانه‌های ایرانی و با رویدادها و سرگذشت‌هایشان به تصویر کشیده شده است

میدان۷۲/ محمد محمدی: «زاپاس» فیلمی شریف و قابل ‌احترام است اما این شرافت و قابل ‌احترام بودن را نه از طرح روی جلد عرضه‌ شده در شبکه خانگی، که با دیدن پوستر اصلی و محتوا و مضمون اثر تنها می‌توان تشخیص داد. حال اینکه چرا صاحبان فیلم چنین طرح جلدی را در اوج بی‌سلیقگی برای عرضه نمایش خانگی منتشر کرده‌اند خود جای بحث مفصلی را می‌طلبد که ان‌شاءالله به ‌زودی به آن نیز پرداخته خواهد شد. اما در خصوص محتوا و ساختار اثر بدون شک باید گفت فیلمی قابل‌ تأمل و بسیار خوش‌ساخت تولید و ارائه‌ شده است.

فیلم روایتگر جامعه ایرانی با تمام متر و معیارهایش است، در آن نه خبری از سبک زندگی غربی و نه حتی آپارتمان‌ها و آپارتمان‌نشینان است. جامعه ایرانی با کسب و کار ایرانی در خانه‌های ایرانی و با رویدادها و سرگذشت‌هایشان به تصویر کشیده شده است، در دنیای دراماتیکِ اثر، خانه‌ها خوابگاه نیستند و آدم‌هایش نیز انسان‌اند نه روبات‌هایی در خدمت اهداف سرمایه‌داری. هر شخصیت و کاراکتر فیلم رئیس خودش و صاحب‌کار خودش است از آرایشگری گرفته تا فروش البسه زنانه و ورزشی، پوشش آدم‌ها در این فیلم فقط مانتو، شلوار و شال نیست.

لباسی که اغلب شخصیت‌های این روزهای آثار هنری در تلویزیون و سینمای ایران بر تن دارند، آنان پیژامه، روسری و لباس‌های محلی خود بر سر و تن دارند، وعده‌ غذای نیم روزشان را در خانه دور یک سفره و در کنار یکدیگر صرف می‌کنند نه در ساندویچی و رستوران‌ها و یا کنجی از محل کار، در زاپاس تمامی اهالی شهر مثل یک خانواده باهم و در کنار هم به ورزشگاه می‌روند در کنار هم به کسب‌ و کار می‌پردازند. در کنار هم بی‌غل و غش همدیگر را دوست می‌دارند و تمام این‌ها در حالی است که شاید حتی اسم یکدیگر را هم ندانند. در ورزشگاهشان خبری از ناسزا و توهین نیست در خیابان‌هایشان خبری از دود و بوق و ترافیک‌های سرسام‌آور نیست در خانه‌هایشان نشانی از متلک پراکنی و بددهنی نیست و هر چه هست احترام و دوستی در جمع‌هایشان است.

مردمان شهر در خوشی‌ها خوش‌اند و در غم‌ها غمگین و شهری که در فضای سرسبز و زیبا بناشده مکانی که مواد اصلی و اولیه زندگی را مردمانش تولید می‌کنند از لواشک‌های ترش گرفته تا عسل‌های طبیعی. در فیلم خبری از کارخانه و کارگاه‌های سرمایه‌داری نیست هر چه هست محصول تولیدی آن‌هم خانوادگی و بدون کارگر و کارمند پروری است. سازندگان اثر چنان این سبک خوش زندگی را بدون شعار و اغراق در قالب یک روایت عاشقانه گنجانده‌اند که با تمام وجود می‌توان آن را لمس کرد بی‌آنکه در بخش و صحنه‌ی از فیلم اصطلاحاً بیرون زده باشد و صد حیف که سهم این‌چنین آثاری در سینمای ایران بسیار ناچیز و محدود است. آثاری که سبک زندگی واقعی و حقیقی ایرانی را به‌خوبی و زیبایی نشان می‌دهد، سبکی که به لطف و یُمن اغلب مدیران و مسئولین کشور نه‌تنها دیگر این روزها به چشممان هم نمی‌خورد که از اساس در حال پاک کردنش نیز هستند و جایگزین آن سبک زندگی غربی است، سبکی که ریشه در سیاست‌ها و مدیریت‌های دهه شصتی دارد که سخن‌ها در خصوصش فراوان است.
در انتها می‌توان امیدوار بود که آثاری این‌چنین بازهم نه‌تنها در سینما که در سایر تولیدات فرهنگی و هنری کشور ساخته‌ و پرداخته شود و در انتها یک دست‌مریزاد به گروه تهیه و تولید این فیلم که حقاً و انصافاً اثر خوبی را برای خانواده‌های ایرانی ارائه کردند و صد حیف که این اثر و آثار مشابه این‌چنین کم‌فروغ در حوزه اطلاع‌رسانی تولید و اکران می‌شوند و درنهایت نیز در شبکه خانگی در اوج کج‌سلیقگی عرضه می‌گردند.
پایان

دیدگاه تازه‌ای بنویسید: